
در صنعت دامپروری، گوسالهها تنها نوزادانی ضعیف نیستند، بلکه آنها آینده و ستونهای پایداری اقتصادی یک گله محسوب میشوند. هر گوسالهای که از دست میرود، تنها از دست دادن یک موجود زنده نیست، بلکه از دست رفتن پتانسیل ژنتیکی، هزینههای خوراک دوران بارداری گاو مادر و در نهایت، حذف یک جایگزین برای گله مولد است. بر اساس آمارهای جهانی و تحلیل سایتهای معتبر حوزه دامپزشکی، نرخ تلفات استاندارد باید زیر 5 درصد باشد. کاهش تلفات گوساله یک اقدام تکبعدی نیست، بلکه زنجیرهای از مراقبتهاست که از ماهها پیش از تولد آغاز میشود.
بسیاری از دامداران تصور میکنند مدیریت گوساله از لحظه خروج از بدن مادر شروع میشود، اما واقعیت این است که سرنوشت سلامت گوساله در دوره «خشک» گاو مادر رقم میخورد. تغذیه صحیح گاو در اواخر دوران بارداری، تأمین مواد معدنی و ویتامینهایی نظیر ویتامین E و سلنیوم، تأثیر مستقیمی بر قدرت سیستم ایمنی نوزاد و کیفیت آغوز دارد.
اگر گاو مادر در شرایط استرسی یا سوءتغذیه باشد، گوسالهای ضعیف با ذخایر چربی قهوهای اندک متولد میشود که توان مقابله با سرمای محیط را ندارد. بنابراین، اولین قدم برای کاهش تلفات، فراهم کردن یک محیط آرام، با تغذیه بالانس شده برای گاوهای سنگینبار است. استرس گرمایی در اواخر بارداری نیز میتواند باعث کاهش وزن تولد و افت کیفیت سیستم ایمنی گوساله شود، موضوعی که در مناطق گرمسیر یا حتی در تابستانهای شرجی، باید به جدیت مدیریت شود.
بیشتر بخوانید: روش های کاهش استرس گرمایی در تابستان برای گاوهای شیری
لحظه زایمان حساسترین زمان برای گوساله است. یک محیط آلوده در زایشگاه، اولین جایی است که عوامل بیماریزا نظیر ای-کولای یا کریپتوسپوریدیوم به بدن ضعیف گوساله حمله میکنند. بهداشت زایشگاه نباید صرفاً یک کلمه در دفترچه راهنما باشد؛ بلکه باید به معنای ضدعفونی مداوم، تعویض بستر و فراهم کردن فضایی خشک و نرم باشد.
مدیریت زایمانهای سخت (سختزایی) نیز هنر دامداری است. دخالت بیموقع یا دیرهنگام، هر دو میتوانند کشنده باشند. گوسالههایی که زایمان سختی را تجربه میکنند، اغلب دچار اسیدوز تنفسی میشوند و تمایل کمتری به خوردن آغوز دارند. در اینجا، حضور یک نیروی آموزشدیده که زمان دقیق دخالت را بداند، میتواند نرخ مرگومیر ناشی از خفگی یا صدمات فیزیکی را به طرز چشمگیری کاهش دهد.
اگر بخواهیم تنها یک عامل را به عنوان مهمترین رکن کاهش تلفات نام ببریم، آن بدون شک «مدیریت آغوز» است. گوسالهها با سیستم ایمنی تقریباً صفر متولد میشوند و تنها راه انتقال ایمنی، از طریق ایمونوگلوبولینهای موجود در آغوز است. در اینجا سه اصل طلایی وجود دارد که نباید به صورت لیست، بلکه به عنوان یک فرهنگ در دامداری نهادینه شود: کیفیت، کمیت و سرعت.
آغوز باید در اولین ساعت پس از تولد (طلاییترین زمان) به گوساله خورانده شود، زیرا توانایی روده برای جذب آنتیبادیها هر ساعت کاهش مییابد. استفاده از «کولوسترومتر» برای سنجش غلظت آنتیبادیها ضروری است. آغوزِ گاوهایی که بیش از حد شیر دارند یا دوره خشکی کوتاهی داشتهاند، معمولاً کیفیت پایینی دارد. در دامداریهای پیشرفته، بانک آغوز منجمد از گاوهای باکیفیت، تضمینی برای بقای گوسالههایی است که مادرشان آغوز خوبی تولید نکرده است.
بیشتر بخوانید: چرا کنترل دمای آغوزخانه در دامداری اهمیت دارد؟
جایگاه گوسالهها باید مانند یک مهدکودک تخصصی باشد. تهویه هوا در اینجا حرف اول را میزند. آمونیاک حاصل از ادرار و فضولات، اگر به درستی تخلیه نشود، لایههای حفاظتی ریه گوساله را تخریب کرده و راه را برای پنومونی (ورم ریه) باز میکند.
بستر گوساله باید همیشه خشک باشد. یک تست ساده برای دامداران، «تست زانو» است؛ اگر زانویتان را روی بستر قرار دادید و خیس شد، یعنی بستر برای گوساله نامناسب است. رطوبت بستر باعث دفع گرمای بدن گوساله شده و انرژیای که باید صرف رشد و ایمنی شود، صرف گرم نگه داشتن بدن میگردد. همچنین، انفرادی بودن باکسها در هفتههای اول، زنجیره انتقال بیماریهای واگیردار را قطع میکند.
پس از عبور از مرحله آغوز، مدیریت شیر یا جایگزین شیر آغاز میشود. استمرار در زمان تغذیه، دمای یکسان شیر (حدود 38 درجه سانتیگراد) و رعایت بهداشت ظروف شیردوشی، از بروز اسهالهای تغذیهای جلوگیری میکند. اشتباه بسیاری از دامداران، استفاده از شیر گاوهای ورم پستانی یا تحت درمان با آنتیبادی برای گوسالههاست. این کار نه تنها باعث مقاومت آنتیبیوتیکی میشود، بلکه باکتریهای بیماریزا را مستقیماً وارد بدن گوساله میکند.
تشویق گوساله به خوردن «استارتر» یا خوراک آغازین از هفته دوم، باعث تکامل پرزهای شکمبه میشود. هرچه شکمبه سریعتر و بهتر رشد کند، فرآیند از شیرگیری با استرس کمتری انجام شده و گوساله دچار افت وزن و ضعف سیستم ایمنی پس از قطع شیر نخواهد شد.
بیشتر بخوانید: ورم پستان در گاو شیری چیست؟ | روش های جلوگیری + روش های درمان
بیش از 80 درصد تلفات گوسالهها ناشی از این دو بیماری است. اسهال معمولاً در دو هفته اول و پنومونی در هفتههای بعدی (نزدیک به شیرگیری) شایع است. نکته کلیدی در کاهش تلفات ناشی از این بیماریها، «تشخیص زودهنگام» است. گوسالهای که گوشهایش آویزان است، تمایلی به ایستادن ندارد یا بینیاش خشک شده، در حال طی کردن مراحل اولیه بیماری است.
تأمین آب سالم و در دسترس از همان روزهای اول، شدت کمآبی ناشی از اسهال را کاهش میدهد. در بسیاری از موارد، گوسالهها نه بر اثر میکروب اسهال، بلکه بر اثر «دهیدراتاسیون» یا از دست دادن آب بدن از بین میروند. استفاده از الکترولیتها در کنار درمانهای دارویی میتواند معجزه کند.
در حالی که مدیریت محیطی بر همه چیز مقدم است، اما واکسیناسیون ابزاری قدرتمند در دستان دامدار است. واکسینه کردن گاوهای مادر در اواخر بارداری علیه بیماریهای تنفسی و گوارشی، باعث میشود آنتیبادیهای این بیماریها از طریق آغوز به گوساله منتقل شود. همچنین استفاده از مکملهای ویتامینه و معدنی تزریقی در روزهای اول تولد، شکافهای ایمنی را پر میکند.
در مناطقی با رطوبت بالا، کنترل حشرات و انگلهای داخلی و خارجی نیز باید بخشی از پروتکل کاهش تلفات باشد، چرا که این عوامل باعث تضعیف سیستم ایمنی و انتقال بیماریهای خونی میشوند.
نمیتوان چیزی را که اندازهگیری نمیشود، مدیریت کرد. ثبت دقیق زمان تولد، وزن تولد، مقدار آغوز مصرفی، موارد ابتلا به بیماری و داروهای مصرف شده، به دامدار اجازه میدهد تا نقاط ضعف خود را شناسایی کند. اگر متوجه شوید که اکثر تلفات شما در هفته دوم رخ میدهد، باید به بهداشت محیط یا کیفیت آغوز شک کنید. اگر تلفات در زمان شیرگیری است، ایراد در فرمول استارتر یا استرس محیطی است.
کاهش تلفات گوساله محصول شانس یا داروهای گرانقیمت نیست، بلکه نتیجه نظم در اجرای پروتکلهای ساده اما حیاتی است. از تغذیه گاو خشک گرفته تا دمای شیر و خشکی بستر، هر جزئیات کوچکی در بقای این حیوانات نقش دارد. دامداری که بتواند محیطی آرام، تمیز و مغذی برای گوسالههای خود فراهم کند، در واقع در حال بیمه کردن سودآوری آینده خود است. گوسالههای سالم امروز، گاوهای پرشیر و مقاوم فردا هستند و تلاش برای حفظ جان هر یک از آنها، گامی بزرگ به سوی دامداری پایدار و سودآور است.